غلبه پلیدی بر نیکی، پیغام انیمیشن های ژاپنی روز

روزنامه فرهیختگان - فاطمه قاسم آبادی: انیمیشن یا به قول خودمان کارتون، از سال ها پیش و اگر بخواهیم دقیق تر بگوییم، از همان روزی که به صورت جدی وارد صنعت فیلم سازی شد، توانست نظر مخاطبان را به خود جلب کند، البته در ابتدا آمریکا به عنوان مرکز قوی فیلمسازی در جهان، با کمپانی قدرتمندی چون والت دیزنی جزء پیشگامان فراوری انیمیشن در جهان بود ولی دقیقا کمی بعد از سرانجام جنگ جهانی دوم، ژاپن نیز به سمت ساخت انیمیشن رفت و در مدت کوتاهی پیروز شد گوی سبقت را از آمریکا و دیگر کشور های فعال غربی درزمینه انیمیشن سازی برباید و پس از چند دهه در صندلی نخست انیمیشن سازی سریالی در جهان بایستد.

غلبه پلیدی بر نیکی، پیغام انیمیشن های ژاپنی روز

تا امروز انیمیشن های خاص و پر مخاطب، چه در ژانر فیلم و چه سریال متعلق به ژاپن است. این انیمیشن ها که معمولا موضوعات خاص و متفاوتی دارند، توانسته اند نظر مخاطبان زیادی را در سراسر جهان به خود جلب نمایند.

در گذشته انیمیشن های سریالی ژاپنی برای مخاطب ایرانی، با نام هایی مثل بچه های آلپ، باخانمان، خانواده دکتر ارنست و... شناخته می شد که بیشترشان، موضوعاتی خانوادگی و تمی آرام داشتند ولی در سال های اخیر و به خصوص 15 تا 20 سال گذشته موضوعات انیمیشن های سریالی ژاپنی، تغییرات محتوایی زیادی نموده است و علاوه بر چشمان درشت رنگی شخصیت ها، تفکرات غربی هم در آنها پر رنگ تر شده، البته در داستان انیمیشن های جدید ژاپنی، همواره مخاطب بین غرب گرایی و برخی خرافات شرقی گرفتار می گردد ولی سازندگان با پرداخت های خوب و درنظر دریافت وجه های مشترک انسانی، درنهایت محصولی را به خورد مخاطب خود می دهند که تمام مخاطبان را راضی کند چراکه هر کدام از این مخاطبان می توانند قسمتی از وجود خود را در شخصیت های این انیمیشن ها ببینند.

انیمیشن های محبوب سریالی ژاپنی که اغلب موضوعاتی فراطبیعی دارند، با آمیختن موضوعات شیطانی و تکیه بر غالب بودن ذات پلید انسان ها بر ذات نیک شان، توانسته اند فراتر از موضوعات معمول انیمیشن ها بروند و دیگر ابدا تنها متعلق به ژانر کودک و نوجوان نباشند، هر چند متاسفانه نوجوانان از این انیمیشن ها به خاطر حضور هم سن و سالان خود در بین شخصیت ها، استقبال می نمایند و خود را به جای قهرمانان پوشالی شان می گذارند.

در سال های اخیر، ژاپن برای اینکه از بازار فروش جهانی عقب نماند علاوه بر ساخت انیمیشن های سریالی، اقدام به ساخت فیلم هایی برگرفته از شخصیت های انیمیشن های سریال های محبوبش گرفته است و با این کار سودی چند برابر را به دست آورده است. ما در این مقاله سعی داریم تا چند انیمیشن سریالی معروف را که در 10 تا 15 سال اخیر مورد توجه قرار گرفته و نسخه های سینمایی از روی شان ساخته شده اند آنالیز کنیم.

دفتر مرگ

دفتر مرگ یا ( Desu Nōto) یا (DEATH NOTE) نام یک مجموعه مانگا ژاپنی و نوشته تسوگومی اوبا با طراحی تاکشی اوباتا است. با اقتباس از این مانگا، انیمیشنی سریالی با همین نام در سال 2006 تا 2007 به کارگردانی تِتسورو آراکی ساخته شده است.

داستان انیمیشن دفتر مرگ، درمورد پسر 17 ساله ای است به نام لایت یاگامی که شاگرد اول دبیرستان شان است و در ظاهر زندگی خوبی دارد ولی در باطن این پسر از روزمرگی زندگی خود خسته و دلزده شده است.

روزی دفتری از آسمان روی زمین می افتد، این دفتر که دفتری معمولی نیست درواقع متعلق به یک شینیگامی یا همان خدای مرگ در داستان های ژاپنی است. صاحب اصلی دفتر که ریوک نام دارد این دفتر را روی زمین می اندازد و ازقضا لایت آن را پیدا می نماید و با خواندن قوانین آن، متوجه می گردد که این دفتر، دفتر مرگ است و صاحبش حتی این توانایی را دارد که نحوه مرگ فرد را معین کند و همچنین 48 ساعت پیش از مرگ فردی که نامش را در دفتر نوشته، کنترل کند و دراختیار بگیرد... پس از این اتفاق، لایت با نوشتن اسامی خلافکاران و قاتلان از سایت پلیس، -که پدر پلیسش به آن دسترسی دارد- آغاز به کشتن خلافکاران می نماید. در این حال مردم شهر به او لقب کیرا یا (قاتل) می دهند.

پس از این لایت (کیرا)، برای پاک کردن پلیدی از جهان و ساختن آرمانشهر و حکمرانی بر جهانی جدید، دست به کشتن انسان های فاسد به وسیله نوشتن اسم شان در دفتر مرگ می زند و خودش را برقرار نماینده عدالت می نامد. این وضعیت ادامه پیدا می نماید تا کارآگاه فوق العاده باهوشی به نام اِل که هویتش نامعین است، برای پیدا کردن کیرا به ژاپن می آید و لایت به وسیله پدر پلیسش به تحقیقات می پیوندد تا از گرفتار شدن خودش جلوگیری کند، ولی ال باهوش تر از این است که باور کند و به خاطر همین هم لایت تصمیم می گیرد هر طور شده ال را از بین ببرد...

دفتر مرگ، انیمیشن سریالی خاصی است و با وجود اینکه تنها در یک فصل ساخته شد و ادامه ای برای آن درنظر گرفته نشد، توانست تمام حرفی را که می خواهد به مخاطب خود بزند. در این انیمیشن مخاطب با نوجوانی روبه رو است که بسیار جاه طلب است و از روزمرگی زندگی اش دلزده و خسته شده و فکر می نماید تا روزی که زنده است به زندگی بی هیجان محکوم است ولی با پیدا کردن دفتر مرگ سرنوشتش عوض می گردد...

در دفترمرگ، نویسنده توانسته با آمیختن خرافات قدیمی ژاپنی چون وجود خدایان مرگ با داستانی فانتزی مثل دراختیار گذاشتن دفتر مرگ به نوجوانی جاه طلب، درواقع یکی از اصول اساسی شیطان پرستان را که انسان گرایی محض است، به تصویر بکشد؛ در این تفکر، انسان و اراده اش بالا تر از هر قانون یا تفکری است و صد البته که وجود انسان در این تفکر شرک آمیز، به نوعی خدا به حساب می آید که به سمت پلیدی و زشتی میل دارد تا خوبی و نیکی.

در دفتر مرگ، نویسنده با شخصیت پردازی های قدرتمند و داستانی جدید، مخاطب خود را در ابتدا به چالش می کشد و این سوال را برایش به وجود می آورد که اگر او جای لایت بود چه کار می کرد؟ ولی در روند داستان رفته رفته از لایت به عنوان نماد انسان قابل قبول جامعه، چنان تصویر هولناکی می سازد که گویی از اساس این شخصیت هرگز ذره ای خوبی در وجودش نداشته است.

در دفتر مرگ، تمام نکاتی که برای جذاب کردن یک داستان وجود دارد، کنار هم قرار گرفته اند، داستانی پرکشش، جنایی و معمایی به همراه رقابت سخت بین کارآگاه هان باهوش و لایت برای شکار یکدیگر، همه این عناصر درکنار هم جمع شده اند تا مخاطب را دنبال روایت خود بکشانند و پله پله با داستان و سقوط لایت همراه نمایند.

همه چیز در دفتر مرگ حساب شده پیش می رود، از داستان و طراحی چهره ها گرفته تا تغییرات شخصیت ها در طول داستان و حتی آهنگ تیتراژ ابتدای سریال که در ابتدا مضمونی آرمان خواهانه و در جهت بهبود جامعه بشری دارد، ولی از یک جایی به بعد تغییر می نماید و با سبک موسیقی شیطان پرستان این مساله را یادآور می گردد که هیچ راه نجاتی از جاه طلبی و قدرت خواهی بشر نیست. این نگاه سیاه و بدبینانه به ماهیت انسانی، در سراسر انیمیشن دفتر مرگ وجود دارد و به مخاطب خود القا می نماید که در این جهان تنها یک قدرت واقعی وجود دارد و آن، انسان و امیالش است که گاه در ظاهر پیروز میدان می گردد ولی درواقع زندگی پوچ و بی ارزشی دارد. به خاطر همین هم بیراه نیست اگر بگوییم این انیمیشن یکی از جدی ترین ساخته های ژاپنی برای تبلیغ شیطان پرستی و نهیلیسم است.

انیمیشن دفتر مرگ بدون شک یکی از قوی ترین و معروف ترین انیمیشن های سریالی ژاپنی است که به خاطر پیروزیتش، تاکنون فیلم های دیگری با الهام از آن، ساخته شده است. از جمله این فیلم ها اقتباس شبکه آمریکایی نت فلیکس از این انیمیشن است که در سال 2017 فیلمی با همان نام دفتر مرگ را براساس این انیمیشن با بودجه هنگفت 40 میلیون دلاری ساخت اما این فیلم با واکنش بسیار منفی کاربرانش روبرو شد، مخاطبان و هواداران انیمیشن ژاپنی نسخه سینمایی نت فلیکس را ناقص و بسیار ضعیف و سردرگم دانستند و منتقدان هم از این فیلم استقبالی نکردند.

خدمتکار سیاه

خدمتکار سیاه یا ( Kuroshitsuji ) یا ( BLACK BUTLER ) نام یک مجموعه مانگا ژاپنی به نویسندگی و طراحی یانا توبوسو است. از این مانگا از سال 2008 تاکنون انیمیشن سریالی با همین نام و به کارگردانی شینوهارا توشیا در سه فصل ساخته شده است.

داستان انیمیشن خدمتکار سیاه درمورد پسر نوجوانی به نام شیل فانتوم هایو است که در خانواده اشرافی در انگلستان به جهان آمده است. در شب تولد شیل، آتش سوزی عظیمی اتفاق افتاده و کل عمارت و خانواده فانتوم هایو از دست می روند. خانواده فانتوم هایو، نسل به نسل برای خاندان سلطنتی انگلستان کار می کردند و مسئول رسیدگی به پرونده های مرموز کشور بودند.

در شب آتش سوزی، شیل توسط رقیبان خانواده اش، دزدیده می گردد. این رقیبان سعی می نمایند که نماینده شیطان را با استفاده از مراسم شیطانی، احضار نمایند و شیل را به عنوان قربانی او معرفی نموده و او را به قتل برسانند. شیل که می داند مرگ و آتش سوزی خانواده اش اتفاقی نبوده، قسم می خورد که انتقام خانواده اش را بگیرد و به همین دلیل در لحظه احضار نماینده شیطان، با او قراردادی می بندد که در قبال روح خود، آن نماینده شیطانی تمامی خواسته های او را انجام دهد تا بتواند انتقام خانواده اش را بگیرد. نماینده شیطان که خود را با اسم سباستین معرفی می نماید، این شرط را می پذیرد و همان لحظه ستاره ای پنج پر جادویی، در چشم شیل ظاهر می گردد. از آن پس سباستین به شیل راه و روش های پیروزیت در اقتصاد و... را می آموزد تا شیل بتواند در راه خویش پیروز گردد... .

از همین ابتدا باید بگوییم که داستان اصلی این انیمیشن، همان طور که معین است برگرفته از افسانه معروف آلمانی درمورد شخصیتی به نام فاوست است که توسط گوته، نویسنده معروف آلمانی بازنویسی شده است.

در داستان فاوست هم شخصی در ازای جذابیت ها و دانش جهانیی با نماینده شیطان معامله می نماید اما سرانجام کار شخصیت انیمیشنی بر خلاف فاوست اصلی، ختم به توبه و بخشش به واسطه دعای زنی نجیب نمی گردد و انگار قرار نیست برای این نوجوان هیچ راه نجاتی وجود داشته باشد و البته که خودش هم نیازی به این نجات نمی بیند!

در انیمیشن خدمتکار سیاه، مسائل شیطانی و المان های فراماسونری و شیطان پرستی کاملا به وضوح دیده می گردد و هیچ چیز پنهانی وجود ندارد... . تمام قرار های ملاقات مهم شیل به عنوان کسی که با نماینده شیطان معامله نموده در محلی صورت می گیرد که زمینی شطرنجی دارد (طبق تفکرات فراماسونری، زمین شطرنجی یکی از نماد های مهم در مراسم و تشریفات است) یا انگشتری که شیل به دست دارد طرحی بسیار شبیه به گونیا و پرگار (یکی دیگر از نماد های مهم فراماسونری) دارد.

در خدمتکار سیاه، شیل به عنوان یکی از اشراف و معتمدان ملکه انگلستان شناخته می گردد و درست مانند پدرانش که به ملکه و خاندان سلطنتی خدمت می کردند، هم با شیاطین در ارتباط است و هم به ملکه انگلستان ارادت خاص دارد تا جایی که هر جنایتی را برای شادی ملکه مجاز می داند و حتی لقب خود را سگ وفادار ملکه گذاشته است!

با توجه به صندلی خاندان سلطنتی و ملکه انگلستان در فرقه ای مانند فراماسونری، خیلی جالب است که این انیمیشن بدون جا گذاشتن حتی یک المان، آینه تمام نمای تبلیغ چنین فرقه ای است و جالب تر آنکه شیل، به عنوان عضوی بلندپایه و اشراف زاده از این فرقه که با شیاطین در ارتباط است، ادعا دارد می خواهد عدالت اجتماعی و مساوات بین فقیر و غنی را که آرزوی ملکه انگلستان است، محقق کند! این ادعا با توجه به اینکه پادشاهان و ملکه های انگلستان، قرن هاست ثروت خود را به وسیله استعمار دیگر کشور ها و با ستم و ظلم بسیار به دست آورده اند و بیشترین ارزش را برای خانواده های سلطنتی و سرمایه دارها قائلند، بیشتر شبیه کمدی است تا آرمانی واقعی.

در انیمیشن خدمتکار سیاه، مخاطب در هر سه فصل با شخصیت های جدیدی روبرو می گردد که به نوعی به خاطر پلیدی و بدی های این جهان، روح خود را به شیاطین یا انسان های زالو صفت فروخته اند و تحت امر آنها قرار گرفته اند و همه درنهایت نابود می شوند. ولی مساله درمورد شیل متفاوت است چراکه شیل از خانواده ای قدرتمند و ثروتمند است و به خاطر همین هم بر خلاف بقیه شخصیت ها که از اقشار ضعیف جامعه هستند، صندلی متفاوتی دارد و نه تنها نابود نمی گردد که به موجودی اهریمنی و ازلی تبدیل می گردد؛ به خاطر همین هم در انتهای فصل دوم، شیل به جای اینکه روحش را طبق قرار به سباستین تقدیم کند، درجه اش بالاتر می رود و تبدیل به یک شیطان واقعی و ابدی می گردد که مستقیما دستورات شیطان را اجرا می نماید.

انیمیشن خدمتکار شیطان، علاوه بر موسیقی عالی و طراحی قابل قبول، تیم نویسندگی بسیار قدرتمندی هم دارد و بر عکس دیگر انیمیشن های سریالی ژاپنی که معمولا بعد از فصل اول یا دوم افت می نمایند، این انیمیشن با قدرت تمام همچنان در جذب مخاطب نوجوان و جوان پیشتاز است و با توجه به تم جنایی ای که دارد، در هر فصل درکنار پیگیری یک موضوع خاص، همواره خرد جنایاتی هم برای پیشبرد داستانش درکنار داستان اصلی وجود دارد که به اسرارآمیز بودن ماجرا یاری می نماید.

خدمتکار سیاه با توجه به موضوع قدیمی ای که دارد با رویکردی جدید سعی دارد پیغام خود را به مخاطبانش برساند و بعد از پخش سه فصل، تقریبا مخاطبان متوجه شده اند که این داستان فعلا قرار نیست به سرانجام برسد و ماموریت این اشراف زاده انگلیسی و خادم شیطانی اش که به طرز اغراق آمیزی همواره پیروز میدان هستند، برای فصل های بعدی هم تمدید شده است.

توکیو غول

توکیو غول یا ( Tōkyō Gūru ) یا ( Tokyo Ghoul ) نام یک مجموعه مانگا-فانتزی تاریک ژاپنی به نویسندگی سوئی ایشیدا است. از این مانگا در سال 2014 ، انیمیشنی سریالی به کارگردانی شوهی موریتا آغاز به پخش شد که بعد از دو فصل با عوض شدن کارگردانش همچنان پخشش ادامه دارد.

داستان انیمیشن توکیو غول از جایی آغاز می گردد که شهر توکیو پر از موجوداتی ترسناک به نام غول ها شده است که برای زنده ماندن باید گوشت انسان ها را بخورند. به خاطر وجود این موجودات، ترس زندگی انسان ها را فرا گرفته و شهر پر شده از این موجودات مخوف و ماموران مبارزه با غول ها.

این میان کِن کانکی پسری 18 ساله ای است که دانشجوی کالج و اهل کتاب است و بدون توجه به اخبار روز جامعه اش، در جهانی خودش زندگی می نماید و مجذوب دختر زیبا و آرامی به نام ریزه کامیشیرو می گردد، این دو نفر هر دو هم سن هستند و در خواندن کتاب با یکدیگر تفاهم دارند.

یک شب که کانکی، ریزه را تا خانه اش همراهی می نماید در کوچه ای خلوت توسط ریزه که در پوشش انسان ها درواقع غول بوده، مورد حمله قرار می گیرد، اما با وجود زخم های عمیق، کانکی جان سالم به در می برد. پس از انتقال کانکی به بیمارستان، از آن غول روی او پیوند اعضا انجام می گیرد. وقتی کانکی به هوش می آید درمی یابد که خود او نیز تبدیل به یک نیمه انسان-نیمه غول شده و در جهانیی که دیگر انسان ها در بالاترین زنجیره غذایی قرار ندارند، گرفتار می گردد.

کانکی می فهمد که خوراک انسان ها برای او دیگر مورد استفاده نیست و درواقع به شدت زننده و غیرقابل تحمل است. این میان او با عده ای غول صلح طلب روبرو می گردد که به او راه و روش زندگی بدون کشتن انسان ها را یاد می دهند و در کافه ای به نام آنتیک -که تنها ماده خوراکی مشترک بین غول ها و انسان ها یعنی قهوه، در آن سرو می گردد-، به او پناه می دهند.

در انیمیشن توکیو غول، از همان ابتدا مخاطب با موجودات شریری در هیبت انسان روبرو می گردد که به یکی از تنفر آورترین اعمال، یعنی آدمخواری مشغولند. با توجه به اینکه آدمخواری در اصل یکی از رسوم شیطانی است و معمولا بین شیطان پرستان و اقوام کافر وجود دارد، مخاطب این انیمیشن با دیدن این به اصطلاح غول های آدمخوار -که در هیبت انسان ها درآمده اند و حتی گاهی عواطف و احساسات شان از انسان ها بیشتر است- گیج می گردد!

در این انیمیشن قهرمان اصلی پسری است خجالتی، مهربان و بسیار آرام که به خاطر بداقبالی و بدون اینکه بخواهد، به چنین موجوداتی تبدیل می گردد، اما تمام سعی خود را می نماید که راه و روش این غول های آدمخوار و آدمکش را در پیش نگیرد ولی درنهایت او هم تسلیم سرنوشتش می گردد و درانتهای فصل اول، مخاطب می بیند که کانکی به دست غول بی رحمی اسیر می گردد و به خاطر همین هم بعد از تحمل شکنجه های بی رحمانه بسیار، در اتاقی با زمینه شطرنجی، تغییر ماهیت می دهد و به اصطلاح از آن پسر خجالتی و بی دست و پا تبدیل به یک غول تمام عیار می گردد که موجودیت جدید خود را پذیرفته و آماده آغاز یک زندگی مخوف و تازه است.

در این انیمیشن هم مانند دیگر انیمیشن های هم قطار خود، نشانه های شیطان پرستی و عادی سازی و توجیه اعمال شیطانی به وضوح دیده می گردد و قهرمان اصلی به اعماق سیاهی و تباهی سقوط می نماید و به بهانه محافظت از دوستان و کسانی که برایش ارزشمند هستند به انواع جنایت ها دست می زند و مهر تاییدی بر تفکر ضد الهی یعنی غلبه پلیدی بر نیکی در ذات انسان می زند و با توجه به اینکه قهرمان اصلی داستان تبدیل به یک غول واقعی شده و از گوشت انسان های دیگر تغذیه می نماید، هیچ راه نجاتی برایش در زندگی انسانی وجود ندارد و باید تا ته ماجرا برود...

در توکیو غول دو فصل اول داستان از انسجام و شخصیت پردازی قدرتمندی برخوردار است و به خاطر همین هم دو فصل اول بسیار پر مخاطب بودند اما با عوض شدن تیم کارگردانی و خط داستانی، مخاطبان این انیمیشن پس از دو فصل به شدت افت کرد.

کیمیاگر تمام فلزی برادری

کیمیاگر تمام فلزی یا (Hagane no Renkinjutsushi ) یا (Fullmetal Alchemist: Brotherhood) نام یک مجموعه مانگا ژاپنی به نویسندگی هیرومو آراکاوا است. از این مانگا در سال 2009 تا 2010 به کارگردانی یاسوهیرو ایریه انیمیشنی سریالی ساخته شد.

داستان انیمیشن کیمیاگر تمام فلزی: برادری، درمورد دو برادر به نام های اِدواردُ و آلفونسو الریک است که پس از مرگ مادرشان تصمیم می گیرند او را با جادوی سیاه و به قول خودشان نوعی کیمیاگری سیاه، دوباره زنده نمایند ولی نه تنها پیروز نمی شوند که آلفونسو برادر کوچک تر کل بدنش و اِدوارد یک پای خود را از دست می دهد و خود فرآیند زنده سازی نیز با شکست کامل روبرو می گردد. در این بین اِدوارد فداکاری می نماید و دست راست خود را قربانی نموده تا روح برادر خود را درون یک زره قرار دهد. داستان از اینجا آغاز می گردد که دو برادر برای به دست آوردن بدن های سابق شان، در جست وجوی سنگ کیمیاگری، روستای محل تولدشان را ترک می نمایند.

انیمیشن کیمیاگر تمام فلزی: برادری، یکی از انیمیشن های معروف سریالی ژاپنی است که مثل دیگر انیمیشن های پر مخاطب ژاپنی، داستانش با اعمال شیطانی، جادوی سیاه از طرف به اصطلاح قهرمانان داستان آغاز می گردد.

داستان این انیمیشن، در جهانیی که جادوی سیاه و به عنوان کیمیاگری به مخاطب معرفی می گردد، اتفاق می افتد و در این جهانی فانتزی اعمالی نظیر جادوگری ارزش محسوب می گردد.

به کارگیری واژه کیمیاگر به خاطر بار معنایی آن در زبان انگلیسی که معادل با شیمیدان است، باعث می گردد تا ذهن مخاطب به سمتی برود که اعمال این دو برادر به عنوان کارهای علمی تصور گردد، ولی از همان ابتدای داستان ادوارد درمورد کاری که برای برگرداندن مادرش از جهانی مرگ می نماید، قضیه معامله چیز ارزشمند در مقابل چیز ارزشمند دیگر را پیش می کشد که بیشتر انسان را به یاد انسان هایی می اندازد که به خاطر برخی مزایای جهانیی با اجنه معامله می نمایند نه دانشمندانی که مسیری علمی را برای رسیدن به خواسته شان طی می نمایند.

شخصیت پردازی و خط داستانی در انیمیشن کیمیاگر تمام فلزی بسیار حساب شده است. در این انیمیشن برای جذب مخاطب، صحنه های هیجان انگیز و گاه درام بسیاری وجود دارد که احساسات مخاطبان خود را تحریک می نماید و آنان را پای داستان خشونت آمیز و تاریک خود نگه می دارد.

این انیمیشن با توجه به اینکه یک دهه از ساختش گذشته اما هنوز هم هواداران بسیار زیادی دارد و هر ساله مانند دیگر انیمیشن های پر هوادار، تعداد زیادی از وسایل و پوستر های مربوط به شخصیت هایش در سراسر جهان فروخته می گردد و سود کلانی را به جیب کمپانی سازنده اش سرازیر می نماید.

منبع: برترین ها

به "غلبه پلیدی بر نیکی، پیغام انیمیشن های ژاپنی روز" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "غلبه پلیدی بر نیکی، پیغام انیمیشن های ژاپنی روز"

نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید